X
تبلیغات
شـــــــــهـریـــار - تا تو نگاه می کنی
شـــــــــهـریـــار

به شعرت شهریارا بیدلان تا عشق میورزند ... نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست ---------------  روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان ---------------  حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم ---------------  اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی --------------- لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین ---------------  قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن ---------------  چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه ---------------  سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند ---------------  این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من ---------------  رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی --------------- پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه تو به کام من کوه نورد تشنه را --------------- کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم --------------- بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست


برچسب‌ها: شکوه به ماه کردنست, تا تو نگاه می کنی, بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست, شهریار
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 23:17 توسط حسین سعیدی فر| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت